
اهلِ مذهب پی آنند کلاهی بخرند
وان گذارند سَرِ خلق و متاعی ببرند
اهل دین سفره شان پاک ، حرامی نخورند
این گروه آدمیان، جمعیتی مُختصرَند
مذهب از دیر بلای همه ادیان شده است
اهل اندیشه از این قوم بِجِد در حَذَرند
آن درختان که بجز میوه تلخی ندهند
دیده باشی همگی در خور و بابِ تَبَرند
مردم دانشی و اهل هنر را دیدم
یا که بار ِسفری بسته و یا در سفرند
شعر تَر ، خوب ، ولی معنی دیگر دارد
شعرِ زیبا به سحر ، حاصلِ چشمانِ تَرند
بداهه سحری
۱۳ / ۱۰ / ۱۴۰۲

برچسب:
نویسنده: یگانه رضایی