3 گرچه پیدا نبوَد منزل و مقصد دور است باید ای دوست سفر کرد، زمین ناجور است عصرِما عصرِ بدی بود، پُر از حیله و رنگ افقِ عشق و صفا را نگری، کم نور است هنرش تا که شنیدم به خودم می گفتم مُزدِ خوبانِ هنرمند، در اینجا، گور است تاک افشاندن ما را به زمین منع مکن آنچه امروز به دردِ تو خورد انگور است فکر آن خانه مکن بر سندش مشکوکم آنچه بر نام من و تو زده شد هاشور است هر اناالحق زدنی را نبود پاداشی آنکه باید به سرِ دار رود، منصور است طبعِ غمبارِ مرا از چه شکر می
برچسب:
نویسنده: یگانه رضایی
تاريخ: دوشنبه
28 آذر
1401 ساعت: 21:59